تبلیغات
طنز و تبسم - خر ما از کره گی دم نداشت
 
طنز و تبسم
طنز و تبسم
                                                        
درباره وبلاگ

این وبلاگ صرفا برای تفریح و سرگرمی اقدام به جمع اوری داستان های جالب و ایرانی(dastan) و البته داستانهای جدید و جوک ها و اس ام اس های زیبا و عاشقانه(jokestan) و همچنین معما از سرتاسر دنیای اینترنت میکند تا بتواند اوقات خوشی را برای شما فراهم کند
مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
پربازدیدترین مطالب

کد پربازدیدترین

شنبه 21 فروردین 1389 :: نویسنده : محمد
*******************************داستان جالب****************************

مردی خری دید به گل در نشسته و صاحب خر از بیرون کشیدن آن درمانده .
مساعدت را ( برای کمک کردن ) دست در دُم خر زده قُوَت کرد ( زور زد ) . دُم از جای کنده آمد. فغان از صاحب خر برخاست که ” تاوان بده !”

مرد به قصد فرار به کوچه یی دوید، بن بست یافت. خود را به خانه ایی درافکند. زنی آن جا کنار حوض خانه چیزی می شست و بار حمل داشت ( حامله بود ). از آن هیاهو و آواز در بترسید، بار بگذاشت ( سِقط کرد ). خانه خدا ( صاحبِ خانه ) نیز با صاحب خر هم آواز شد.
مردِ گریزان بر بام خانه دوید. راهی نیافت،

از بام به کوچه ایی فروجست که در آن طبیبی خانه داشت.

جوانی پدر بیمارش را به انتظار نوبت در سایه دیوار خوابانده بود؛ مرد بر آن پیر بیمار فرود آمد، چنان که بیمار در حای بمُرد. پدر مُرده نیز به خانه خدای و صاحب خر پیوست !

مَرد، هم چنان گریزان، در سر پیچ کوچه با یهودی رهگذر سینه به سینه شد و بر زمینش افکند.
پاره چوبی در چشم یهودی رفت و کورش کرد. او نیز نالان و خونریزان به جمع متعاقبان پیوست !
مردگریزان، به ستوه از این همه، خود را به خانه قاضی افکند که ” دخیلم! “. قاضی در آن ساعت با زن شاکیه خلوت کرده بود. چون رازش فاش دید، چاره رسوایی را در جانبداری از او یافت و چون از حال و حکایت او آگاه شد، مدعیان را به درون خواند .

نخست از یهودی پرسید .
گفت : این مسلمان یک چشم مرا نابینا کرده است. قصاص طلب می کنم .

قاضی گفت : دَیتِ مسلمان بر یهودی نیمه بیش نیست. باید آن چشم دیگرت را نیز نابینا کند تا بتوان از او یک چشم برکند !
و چون یهودی سود خود را در انصراف از شکایت دید، به پنجاه دینار جریمه محکومش کرد !
جوانِ پدر مرده را پیش خواند .

گفت : این مرد از بام بلند بر پدر بیمار من افتاد، هلاکش کرده است. به طلب قصاص او آمده ام .
قاضی گفت : پدرت بیمار بوده است، و ارزش حیات بیمار نیمی از ارزش شخص سالم است.حکم عادلانه این است که پدر او را زیر همان دیوار بنشانیم و تو بر او فرود آیی، چنان که یک نیمه جانش را بستانی !

و جوانک را نیز که صلاح در گذشت دیده بود، به تأدیه سی دینار جریمه شکایت بی مورد محکوم کرد !
چون نوبت به شوی آن زن رسید که از وحشت بار افکنده بود، گفت :
قصاص شرعاً هنگامی جایز است که راهِ جبران مافات بسته باشد. حالی می توان آن زن را به حلال در فراش ( عقد ازدواج ) این مرد کرد تا کودکِ از دست رفته را جبران کند. طلاق را آماده باش !

مردک فغان برآورد و با قاضی جدال می کرد، که ناگاه صاحب خر برخاست و به جانب در دوید .
قاضی آواز داد : هی ! بایست که اکنون نوبت توست !

صاحب خر هم چنان که می دوید فریاد کرد :
مرا شکایتی نیست. محکم کاری را، به آوردن مردانی می روم که شهادت دهند خر مرا از کره گی دُم نبوده است.

*******************************داستان جالب****************************





نوع مطلب :
برچسب ها : داستان جالب، داستان، dastan،
لینک های مرتبط :




شنبه 18 شهریور 1396 05:28 ب.ظ
Oh my goodness! Incredible article dude! Thank you so much,
However I am having problems with your RSS. I don't know why I can't subscribe to it.

Is there anyone else having identical RSS issues? Anyone that knows the solution can you kindly respond?
Thanx!!
پنجشنبه 16 شهریور 1396 02:49 ق.ظ
Article writing is also a excitement, if you know after that you can write if not
it is complex to write.
سه شنبه 7 شهریور 1396 05:35 ب.ظ
Great blog you have here but I was wondering if you knew of any user discussion forums that cover the same topics discussed in this article?
I'd really love to be a part of community where I can get responses from
other experienced people that share the same interest.
If you have any recommendations, please let me know. Appreciate it!
جمعه 13 مرداد 1396 07:36 ق.ظ
This post is genuinely a good one it helps new web users, who are wishing in favor of blogging.
جمعه 6 مرداد 1396 09:55 ب.ظ
I am extremely impressed with your writing skills and also
with the layout on your weblog. Is this a paid theme or did you modify it yourself?
Either way keep up the excellent quality writing, it's rare to see a great
blog like this one nowadays.
جمعه 6 مرداد 1396 01:18 ب.ظ
What's Going down i'm new to this, I stumbled upon this I've
found It absolutely useful and it has helped me out
loads. I hope to give a contribution & assist other customers like its
helped me. Great job.
دوشنبه 5 تیر 1396 09:28 ق.ظ
Hi there, You've done a great job. I will definitely digg
it and for my part recommend to my friends.
I'm confident they will be benefited from this website.
دوشنبه 1 خرداد 1396 11:51 ب.ظ
Its such as you read my mind! You appear to know so much about this,
such as you wrote the e-book in it or something.

I think that you could do with a few % to drive the message home a
bit, but instead of that, this is excellent blog. A great read.
I will definitely be back.
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 11:35 ب.ظ
Hi there! This post could not be written any better!
Looking through this post reminds me of my previous roommate!
He constantly kept preaching about this. I will send this
information to him. Fairly certain he'll have a good read.
Thanks for sharing!
جمعه 8 اردیبهشت 1396 02:26 ب.ظ
bookmarked!!, I really like your website!
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 04:22 ب.ظ
Terrific post however , I was wondering if you could
write a litte more on this topic? I'd be very thankful if you could elaborate a little bit
more. Thank you!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر