تبلیغات
طنز و تبسم - خاطره اخلاقی – معرفتی دکتر هاروارد کلی و یک لیوان شیر :
 
طنز و تبسم
طنز و تبسم
درباره وبلاگ


این وبلاگ صرفا برای تفریح و سرگرمی اقدام به جمع اوری داستان های جالب و ایرانی(dastan) و البته داستانهای جدید و جوک ها و اس ام اس های زیبا و عاشقانه(jokestan) و همچنین معما از سرتاسر دنیای اینترنت میکند تا بتواند اوقات خوشی را برای شما فراهم کند
مدیر وبلاگ : محمد
نویسندگان
پسر فقیری که از راه فروش خرت و پرت در محلات، خرج تحصیل خود را بدست میآورد
یک روز به شدت دچار تنگدستی شد. او فقط یک سکه ناقابل در جیب داشت.
در حالی که گرسنگی سخت به او فشار میاورد، تصمیم گرفت از خانه بعدی تقاضای غذا کند.
با این حال وقتی دخترجوانی در را به رویش گشود، دستپاچه شد
و به جای غذا یک لیوان آب خواست.
دختر جوان احساس کرد که او بسیار گرسنه است. برایش یک لیوان شیر بسیار بزرگ آورد.
پسرک شیر را سر کشیده و آهسته گفت: چقدر باید به شما بپردازم؟
دختر جوان گفت: هیچ. مادرمان به ما یاد داده در قبال کار نیکی که برای دیگران انجام می دهیم چیزی دریافت نکنیم.
پسرک در مقابل گفت: از صمیم قلب از شما تشکر می کنم.
پسرک که هاروارد کلی نام داشت، پس از ترک خانه نه تنها از نظر جسمی خود را قویتر حس می کرد، بلکه ایمانش به خداوند و انسانهای نیکو کار نیز بیشتر شد. تا پیش از این او آماده شده بود دست از تحصیل بکشد.
سالها بعد…. زنی به بیماری مهلکی گرفتار شد. پزشکان از درمان وی عاجز شدند. او به شهر بزرگتری منتقل شد. دکتر هاروارد کلی برای مشاوره در مورد وضعیت این زن فراخوانده شد.
وقتی او نام شهری که زن  از آنجا آمده بود شنید، برق عجیبی در چشمانش نمایان شد. او بلافاصله بیمار را شناخت. مصمم به اتاقش بازگشت و با خود عهد کرد هر چه در توان دارد، برای نجات زندگی وی به کار گیرد.
مبارزه آنها بعد از کشمکش طولانی با بیماری به پیروزی رسید. روز ترخیص بیمار فرا سید. زن با ترس و لرز صورتحساب را گشود . او اطمینان داشت تا پایان عمر باید برای پرداخت صورتحساب کار کند.
نگاهی به صورتحساب انداخت. جمله ای به چشمش خورد: همه مخارج با یک لیوان شیر پرداخته شده است. امضا دکتر هاروارد کلی
زن مات و مبهوت مانده بود. به یاد آنروز افتاد .پسرکی برای یک لیوان آب در خانه را به صدا در آورده بود و او در عوض برایش یک لیوان شیر آورد. اشک از چشمان زن سرازیر شد.
فقط توانست بگویدخدایا شکر…..
خدایا شکر که عشق تو در قلبها و دستهای انسانها جریان دارد



نوع مطلب : داستانهای خانودگی و جالب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
به اشتراک بگذارید
جمعه 13 مرداد 1396 07:20 ق.ظ
نظرات شما
Do you have a spam issue on this site; I also am a blogger, and I was wondering
your situation; many of us have developed some nice procedures and we are looking to exchange solutions with other folks,
be sure to shoot me an e-mail if interested.
جمعه 6 مرداد 1396 06:20 ب.ظ
نظرات شما
What a information of un-ambiguity and preserveness of
precious familiarity regarding unexpected feelings.
جمعه 6 مرداد 1396 06:35 ق.ظ
نظرات شما
I got this website from my pal who told me about this web site and now this time I
am visiting this web site and reading very informative content at this
time.
جمعه 26 خرداد 1396 08:51 ب.ظ
نظرات شما
I'd like to thank you for the efforts you've put in writing
this website. I'm hoping to check out the same high-grade blog posts from you in the future as well.
In fact, your creative writing abilities has motivated me to get my own, personal
blog now ;)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


خبر نامه

    با اشتراک در سرویس خبرنامه طنز و تبسم ، از این پس تمامی آپدیت ها و تغییرات ما را در ایمیل خود داشته باشید.برای اینکار ایمیل خود را وارد کرده و سپس بر روی ارسال درخواست کلیک کنید


    ایمیتان را وارد كنید

    Delivered by FeedBurner

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

Review http://www.tanzotabasom.ir/ on alexa.com Get our toolbar!
 
 
 

جک لطیفه معما و داستانهای جالب